توضيحات :
ما مدتها بود دنيای prototype و شهر پر پيچ و خمش رو تحسين می کرديم اما تازه فهميديم چه جاه طلبی و اهداف بزرگی پشت اين پروژه هست. alex mercer يه شخصيت خشن که همش فرياد ميزنه نيست، اون يه ضد قهرمان بسيار قوی هست با چيپی روی پشتش به عظمت ساختمون empire state!
مردی برای دويدن های طولانی
داستان prototype تقريباً سه هفته بعد از زمانی شروع ميشه که الکس در سردخونه به هوش می آد و زندگی جديدش رو شروع ميکنه در حاليکه دچار فراموشی شده.جلوی دروازه شهر من مثل يه دونده المپيک دارم دور ميدون times می دوم در حاليکه ميزان هورمون های بدنم زياد شده! اوه پسر اين آدم خيلی سريعه! دکمه مخصوص رو می گيرم و جهتی رو انتخاب ميکنم و اون طوری شروع به دويدن ميکنه که انگار چند تا سگ شکاری دنبالش کردن! قبل از اينکه بخوام در مورد حس سرعتش يادداشتی کنم مجبور ميشم بپرم و به يه ساختمون تئاتر می رسم و راحت از ديوار هاش بالا ميرم انگار که جاذبه اي وجود نداره!
وقتی به بالای ساختمون می رسم می پرم و مثل يه سنجاب پرنده تو آسمون حرکت می کنم و رد سياهی پشت سرم تو هوا درست ميکنم.چند دقيقه اي من فقط داشتم حرکت "الکس" رو امتحان می کردم، به هوا می پريدم و از ديوار ساختمون های شيشه اي و آهنی بالا می رفتم. منطقه اي که شهر نيويورک رو خوب شبيه سازی کرده.کنترل ساده و روون و جلوه های تصويری بدون نقص منو به تحسين وا داشت.

محله منهتن در آشوب
خوب داشتم تانک ها و هليکوپتر ها و سربازا رو فراموش می کردم البته اونا هم کمی بد اخلاق هستن. بريم سراغ کار خودمون، هدف گيری ساده هست دکمه سمت چپ رو در کنترلر میگيريد و با دکمه سمت راست هدف ها رو عوض می کنيد.حالا نوبت انتخاب نوع حمله هست من در عرض سی ثانيه ده ها نوع مختلف حمله وحشيانه ابداع کردم! پس شما انتخاب های زيادی داريد که انتخاب بين اونا سخته اما شيرينی خاصی داره.مثلاً من يک تيغ بلند رو برداشتم و مثل يه ماشين شخم زنی همه سربازا رو درو کردم! دست های من از دستکش های بيسبال "فردی کروگر" هم بزرگتر شده بود و من سربازا و پياده ها رو تيکه تيکه ميکردم و بدن دو نيم شده شون به گوشه اي می افتاد و گوشت تنشون از هم می پاشيد.من حتی يک تانک رو هم دزديم و يه چرخی تو شهر زدم،شهری که جرأت خوابيدن نداره منم سعی کردم زياد سر و صدا نکنم!
من ماموريت ها رو فراموش کرده بودم اما چرخ زدن تو شهر هم خودش امتيازاتی داره: خراب کردن و سرقت ! البته ماموريت های فرعی هم هست که اميتازاتی به شما ميده که ميتونيد با اونا خودتون رو آپگريد کنيد.البته اگه الکس ميخواد به اصل توطئه اي که اونو به اين شکل در اورده پی ببره بايد با حقه بازی ميزان اسيب به شهر رو به يه تعادلی برسونه.در سکانس بعدی ماموريت پيدا ميکنيم تا به يه پايگاه نظامی نفوذ و هيلکوپترشون رو بدزديم. اينجاس که بايد از توانايی جا به جايی سريع خودمون استفاده هوشمندانه تری بکنيم.

اينجا هر روز هالووينه!
يکی از مهم ترين ترفند های الکس گرفتن شخصيت ديگرانه.اگه من زره کلاه خود دارم رو بپوشم داغ ميشم و ميتونم روح سربازای بيچاره رو بگيرم و هويت اونا رو پيدا کنم.اوايل من با لباس جديدم خيلی با احتياط عمل می کردم چون سرعت حرکت هام کم شده بود اما بعدفهميدم حرکت های سريع قبلی سريع هوش مصنوعی بازی رو تحريک ميکنه.هر حرکت خشونت باری باعث ميشه دشمنا به شما مشکوک بشن و من از اين به بعد خيلی سريع کار هيولا ها رو می ساختم تا کسی متوجه نشه.
خوردن مغز ها و گرفتن روح ها علاوه بر اينکه پوشش جديدی به شما ميده بعضی وقتا ويديو هايی رو باز ميکنه که بخش هايی از حافظه قربانی شما توشه و از اون طريق می تونيد اطلاعات بيشتری در مورد توطئه اي که برای شما داشتن به دست بياريد. شما ميتونيد رو اين اطلاعات حساب کنيد ولی در نظر داشته باشيد که حافظه هر شخص يه چيز درونی و خصوصيه پس ممکنه تو بعضی اتفاقات اطلاعات متناقضی ببينيد.

بهتر از واقعيت
هر چی بيشتر به توطئه اي که عليه من شده و منو به اين شکل در اورده فکر ميکنم و مردم بيچاره اي رو می بينم که تبديل به هيولاهای نفرت انگيز شدن و ساختمونايی که تبديل به تلی از خاک شدن بيشتر احساس ازادی عمل ميکنم.آيا من بايد دنبال ماموريت های فرعی هم برم تا دونه دونه تکه های اين پازل رو کشف و به واقعيت برسم،بايد تاکسی ها رو بردارم و به ميون سربازا پرت کنم و به مردم وحشت زده کمک کنم يا بايد فقط بدوم و بپرم و پرواز کنم؟ اين بازی لذت بخش به نظر از قيد و بند های کسل کننده در سيستم حرکتی رها شده و به واقعيت نزديک شده .زندگی واقعی براتون به اندازه کافی واقعی نيست؟ خوب اينجا بهتره! امتحان کنيد.
وقتی که زمان من تموم شده بود من نتونسته بودم کمک کنم ولی زمين بازی رو خيس کرده بودم! از بازو های قطع شده و مشت های بزرگ گرفته تا موشک انداز ها و شاخک های سياه موجودات غير زمينی، از ديوار نوردی ها تا پرواز ها و هليکپوتر دزدی ها تا گرفتن روح دشمن. الکس انعطاف پذيريش شگفت انگيزه، قدرت انکار ناپذيرش به همراه توانايی های بی شمارش و شهری با جزييات زياد که توش مبارزه ميکنه و هيولاهای سريعی که از پا در مي آره همه و همه در prototype به کار گرفته شدن تا فرصت خرابکاری های خلاقانه و آزاد کردن شخصيت های در بند رو به شما بدن.
|